به نام تو
صداهایی هستن که همه می شنون و همه می دونن زیبان . مثل صدای جیرجیرکا که شب رو خط کشی می کنن , مثل صدای پر شدن استکان از چای ، مثل صدای اذون صبح بالای سر شهر خواب آلود
صداهایی هستن که همه می شنون ولی همه نمی دونن زیبان . مثل سمفونی سکوتی از جنس همهمه که نیمه شبا از اتوبانای دوردست شهر به گوش می رسه , مثل صدای تشویقای تماشاچیای فوتبال توی استادیوم
صدایی هست که همه می شنون ولی همه نمی دونن دارن می شنون . این صدا تو کله ی همه مون هست . یه آهنگ با یه نت که تا زنده ایم توي مغزمون پخش میشه . از جنس صدای یخچال یا صدای ویز مخصوص تلویزیونه . نشون میده که الکترونا دارن تو مخت می دوئن این ور اون ور . برای شنیدنش باید خیلی سکوت کنی . این صدا بهت ثابت می کنه که هیچ جا سکوتی وجود نداره . بهت ثابت می کنه که زنده ای . بهت ثابت می کنه که خاموش نشده ی , حتی اگه خودت دکمه ی خاموش خودتو زده باشی . بهت ثابت می کنه که " تنها صداست که می ماند " . واین اصلا بد نیست . ثابت کردن رو میگم .

