|
به نام تو یکی از اشتباهات من احمق اینه که اکثر شعرامو وقتی میذارم تو وبلاگ که دیگه از نظر خودم دارن بیات میشن . الآن که می خوام این شعرو بنویسم دیگه مثل روزای اول سروده شدن دوستش ندارم . امیدوارم برای شما این طوری نباشه . چه انتظاری از پیانوی پدربزرگ داری ؟ بادی که آن دانه را آورد بر مزار هیچ عاشقی نگذشته بود تا آن دانه درختی شود هیچ عاشقی از آن مسیر عبور نکرد هیچ عاشقی نامی را بر تنه ی آن درخت حک نکرد آن که اره برقی به دست داشت هیچ ترانه ی عاشقانه ای را زمزمه نکرده بود راننده ی کامیون الوارها عاشق نبود در کارگاه چوب بری کسی عاشق نبود آن که این پیانو را می ساخت عاشق نبود حالا تو چه انتظاری از پیانوی پدربزرگ داری ؟ هیچ کس با این آهنگ ها گریه نمی کند مرداد ماه تولد منه و من به شدت ازش متنفرم . به شدت . امیدوارم این مرداد لعنتی به خیر بگذره . + نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 0:28 توسط مجید اسطیری |
.........................سیاهچاله ی من........................
|