|
به نام تو هیچ کس به اندازه ی من منتظر انتخابات نیست و این را فقط دختری درک می کند که کیلومترها از من دور است او می داند من چقدر دوست دارم در پیاده روهایی قدم بزنم که با عکس کاندیداها فرش شده اند و به او فکر کنم در شب هایی که تنه خوردن یک اتفاق معمولی است و کسی از من عذرخواهی نمی کند و لازم نیست من از کسی عذرخواهی کنم او می داند چقدر می چسبد که آدم از کنار ستاد انتخاباتی یک کاندیدا بگذرد و برای انتخاب یک هدیه ی کوچک با خودش کلنجار برود او می داند چطور می شود صدای بلندگوهای تبلیغاتی را نشنید و قصد توهین به هیچ کس را هم نداشت او کنتراست را به خوبی درک می کند او می داند حرف زدن راجع به انتخابات چقدر خوشگل است وقتی ما پیش هم باشیم آن وقت می توانیم یک عالمه جمله ی عاشقانه با " انتخابات " بسازیم + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 17:28 توسط مجید اسطیری |
|